جمال الدين محمد الخوانساري

7

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

خواهد كه نيكبخت ترين مردم باشد به آن چه دانسته يعنى از راه تمتع وبهره يافتن بآن بايد كه عمل أو به آنها زيادة باشد از ديگران ، وممكن است كه مراد اين باشد كه اگر خواهى كه از جمله جمعى باشى كه نيكبخت ترين مردم اند بسبب آنچه دانسته پس عمل كن بآن تا از جمله ايشان باشى . وبنا بر اين محتاج نيست بضميمه آنچه مذكور شد كه عمل را زياد كن بر ديگران تا نيكبخت‌تر از همه باشى . 3720 ان أردت قطيعة أخيك فاستبق له من نفسك بقيّة يرجع إليها ان بدا له ذلك يوما ما . اگر خواهى بريدن از برادر خود پس باقي بگذار از نفس خود باقي مانده كه برگردد أو بسوى آن اگر پديد آيد از براي أو اين يك روزى مراد اين است كه اگر خواهى كه از كسى از برادران مؤمن ببرى بالكلية مبر از أو وبقيه احسانى بگذار از نفس خود نسبت باو كه اگر أو خواهد يك روزى دوستى كند با تو رجوع كند بآن بقيه وآن را منظور دارد بخلاف اين كه بالكلية از أو بريده باشى چه ديگر امرى نمىماند كه أو آن را منظور دارد ورجوع كند باعتبار آن بدوستى تو . ودر اين كلام اشاره است باين كه بريدن از برادر خود معقول نيست مگر در وقتي كه أو از اين كس بريده باشد وبا وجود اين بايد كه بقيه احسانى نسبت باو گذاشت كه اگر أو پشيمان شود وخواهد كه دوستى كند آن را ملاحظه كند ووسيله دوستى سازد . 3721 ان استنمت إلى ودودك فاحرز له من امرك واستبق له من سرّك ما لعلّك ان تندم عليه وقتاما . اگر آرام بگيرى بسوى دوست خود پس حفظ كن از براي أو از امر خود وباقي گذار از براي أو از سر خود آنچه را بسا باشد كه پشيمان شوى بر آن يك وقتي . يعنى هرگاه آرام گيرى با دوستى همه أمور خود واسرار خود را باو مگو بلكه آنچه را كه پشيمان شوى از اظهار آن باو بر تقدير زايل شدن دوستى ميانه شما آنها را اظهار